محمد حسن خان اعتماد السلطنه
يادداشت 10
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
منتشر گرديده است . ناچار چاپكنندهء كنونى آن شهرت و انتساب را عينا محفوظ داشته و در مقدمهء خود نظرش را خواه دلپسند باشد يا نباشد گفته است تا حدود كار « مؤلف » معين باشد . روزگارى كه يادداشتى كوتاه به خط مرحوم محمد على فروغى ( ذكاء الملك ) دربارهء اعتماد السلطنه و تأليفات او يافتم آن را ( به انضمام عكس آن خط ) در مجلهء راهنماى كتاب به چاپ رسانيدم تا بتوان بر اساس نوشتههاى متضاد اعتماد السلطنه و يادداشتهاى مرحومان محمد قزوينى و محمد على فروغى كه پدران اين دو در دائرهء انطباعات ( به رياست اعتماد السلطنه ) عضو بودهاند و آنچه نوشتهاند هم براساس اطلاعى بوده است كه از پدران خود يافته بودند و هم براى حفظ حقوق ادبى آنان ، به حقيقت قضايا رسيد . متن نوشتهء مرحوم فروغى بر پشت نسخهء خطى شجرهء اتراك كه در تصرف و تملك دوست معزز مرحومم مهندس محسن فروغى بود اين است : « اين كتاب از آثار محمد حسن خان اعتماد السلطنه است ، چون آن مرحوم هيچكار جز به غرض شخصى و هواى نفس نمىكرد در ضمن تهيهء تاريخ اشكانيان چون گمان رفته بود كه اشكانيان ترك بودهاند تملقى نسبت به ناصر الدين شاه به خاطر اعتماد السلطنه رسيد و اظهار عقيده كرد كه قاجاريه نسبشان به اشكانيان مىرسد . ناصر الدين شاه اين عقيده را پسنديد و اعتماد السلطنه گردنگيرش شد كه ادعاى خود را موجه كند . چون اصل فكر را عارف افندى كه از عثمانيان و مترجم تركى بود القا كرده بود انجام اين عمل را هم اعتماد السلطنه به او واگذار نمود . در واقع رساله را عارف افندى تهيه كرده و شايد كه در انشاى فارسى آن پدرم نيز دخالت داشته است . اين نسخه براى تقديم به شاه تهيه شده ، نستعليقش خط يكى از ميرزاها و نسخش خط خود عارف افندى است و از شيوهء خط عثمانى آن پيداست . نمىدانم چه شده كه نسخهء ناصر الدين شاه تقديم نشده و شايد كه تقديم شده و به جهاتى از حضور شاه برگشته است . سال تحرير نسخه سال واقعهء تنباكوست . ممكن است اغتشاش حواس مربوط به آن قضيه مانع شده است كه نسخه تقديم شود . عارف افندى هم همان اوقات وفات كرد . شايد كه فوت او سبب شده باشد كه در تقديم رساله . . . به عمل نيامده ، زيرا كه خود اعتماد السلطنه با همه مراتب فسادش مىفهميد كه چرند نوشته است . فروغى . » از طرفى در متن المآثر و الآثار به شواهد و مواردى برمىخوريم كه ما را با ميزان دخالت و تصرف و اشراف اعتماد السلطنه در نگارش و تأليف آن كتاب آگاه مىكند . پس ضرورت دارد آن موارد را نقل كنم . - بندهء مؤلف ( ص 50 و 51 چندبار )